رستاخیز

رمز ماندن همین بود...

رستاخیز

رمز ماندن همین بود...

توضیح: روزگار بعضی ها را با خود برد و برخی در انتظار رفتن اند...اما بعضی هم خلاف عادت، ماندند و ماندند و ماندند...همانها که مردند،قبل از مردن...و در زمان حیات مادی، رستاخیز خود را خود رقم زدند و رمز ماندن شان همین بود...پس از رستاخیز، حیات، جاودانه میشود... {ضیاءالدین.ح}

پیام های کوتاه

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

2 روایت کوتاه از سفر عراق

دوشنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۴۱ ق.ظ

1

استاد عرفانی که مهمانش بودیم این چندین روز که در نجف بودیم، کارهای خوبی یادمان می داد:
سر سفره، هر از گاهی برای یکی از اهالی سفره لقمه ای میگرفت.
تدریجاً ما هم یاد گرفتیم و این طور می شد که سفره، جایی میشد برای ابراز محبت به سایرین.
هر کس هر از گاهی که غذایی میخورد، بسته به روحیه اش، لقمه ای میگرفت و به کسی میداد.

کار سخت و پیچیده ای نیست ولی من تأثیرش را بر نفس خودم به خوبی حس کردم بعد از چند روز!
روز اول شاید کار جالبی بود، ولی بعدتر کاری بود برای شیرفهم کردن نفس برای عادت دادنش به دوری از خودپسندی و نفس پرستی و شکم پرستی و ندیدن بقیه! برای دوری از خودمحوری! برای عادت کردن به این که بقیه را هم آدم ببیند!
شاید خیلی ها این معارف را از اول زندگی شان بلد باشند اما برای من یکی، لازم بود یادگرفتنش!
البته یاد گرفتن این چیزها، مختصر تأملی هم لازم دارد. منظورم این است که همین که کسی را دیدی که فلان کار میکند باعث نمیشود که تو هم درس بگیری! قدری مختصر تأمل لازم است و تکرار و تأمل و تکرار!
بودن با کسانی که حرف و عمل و حضورشان برایت کلاس درس باشد، حسرت برانگیز است و خواستنی!
برای من، غنیمت بود همین چند روز مصاحبت!
شکرش چه باشد نمی دانم!(ته نوشت دارد)


2

استاد عرفانی که مهمانش بودیم این چندین روز که در نجف بودیم، حرف های خوبی میزد:
درباره ی زیارت و ثواب هایی که برایش ذکر شده، نیامده که "من زار قبر حسین". بلکه "من زار حسین" داریم و این نکته ظریفی است!
تفاوت زیادی است بین زیارت قبر حسین ع و زیارت حسین ع!




-----------------------------------

ته نوشت برای مورد شماره ی 1:

پیشنهاد میکنم این "لقمه گرفتن و هدیه دادن" را در سفره های تان امتحان کنید
اگر در سلف دانشگاه با دوستان دور هم غذا میخورید
اگر در منزل با خانواده دور هم غذا می خورید
اگر هر جایی، با دوست یا غریبه سر سفره ای نشسته اید
امتحان کنید
لقمه بگیرید و با لبخند تعارف کنید و توضیح دهید که این لقمه، خاص آن شخص است  و روزی اوست تا بپذیرد از دست تان
و این کار را در سفره های متعدد تکرار کنید
نسبت به افراد مختلف
میوه تان را تقسیم کنید بین خودتان و بقیه حتی
یک تکه کوچک هم قبول است برای این هدیه دادن
10 درصد را هدیه بدهید  و بقیه را نوش جان کنید
امتحان کنید و تجربه کنید و تکرار
اگر دوست داشتید، نتیجه را با من هم در میان بگذارید

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۴/۰۹/۳۰
  • ۱۹۵ نمایش
  • ضیاءالدین

نظرات (۱)

  • احمد احمدی
  • سلام اخوی

    چه پیشنهاد خوبی

    گاهی وقت ها آدم تنهاست و مثلاً یک شکلات یا هر چیز که برای فرد لذیذ و دوست داشتنی هست دستش می رسه و براحتی می تونه خودش تنهایی نوش جان کنه رو هم اگر مشمول این طرح باشه جالبه. مثلاً بگردی و به قول شما ده درصدش رو هدیه بدی.
    پیشنهادتون خوب و پسندیده بود.
    ان شاالله که انجام بدیم و تأثیرش رو هم ببینیم؛ خصوصا هر چقدر اون اطعمه یا اشربه برای فرد لذیذ تر باشه
    پاسخ:
    سلام بر یار قدیمی عزیز دل
    اساساً تأکید بر در جماعت طعام خوردن هم حکایتی است
    و کلاً به جماعت کار های مختلفی را انجام دادن

    محل تفکر است حکماً

    تکرار این کار، چیز دیگری خواهد بود نسبت به یک بار انجام دادنش!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی