رستاخیز

رمز ماندن همین بود...

رستاخیز

رمز ماندن همین بود...

توضیح: روزگار بعضی ها را با خود برد و برخی در انتظار رفتن اند...اما بعضی هم خلاف عادت، ماندند و ماندند و ماندند...همانها که مردند،قبل از مردن...و در زمان حیات مادی، رستاخیز خود را خود رقم زدند و رمز ماندن شان همین بود...پس از رستاخیز، حیات، جاودانه میشود... {ضیاءالدین.ح}

پیام های کوتاه

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

فاجعه

جمعه, ۴ دی ۱۳۹۴، ۰۷:۳۰ ب.ظ
چقدر بد است که معنای"واجب کفایی"را خیلی از ما"مسلمان"ها درست متوجه نیستیم.میشود گفت این"جهل",فاجعه بزرگی است.بزرگ!


شرح:

واجب کفایی: احکام واجب در شریعت اسلام به اعتبار فاعل آن به دو قسم واجب عینی و واجب کفایی تقسیم می‌شوند.واجب کفایی، آن است که اگر عده‌ای به قدر کفایت آن را انجام دهند، از دیگران ساقط می‌شود. مانند: نماز میت، امر به معروف و نهی از منکر.



فاجعه اینجاست که اگر بخواهیم با توجه به تعریف فوق، روی دیگر معنای واجب کفایی را مرور کنیم باید بگوییم:

واجب کفایی آن است که تا زمانی که به قدر کفایت نرسیده است، از هیچ کسی ساقط نمی شود و بر عهده ی همه است برای اقامه ی آن امر واجب، اقدام کنند تا زمانی که به حد کفایت برسد.


اگر هنوز برای تان واضح نشده است که چرا مسئله فاجعه است، بگذارید قدری مفصل تر توضیح بدهم قضیه را:


برای شرح ساده تر ماجرا، بگذارید با چند مثال خیال خودمان را راحت کنیم:


جهاد دفاعی، واجب کفایی است؛ اگر بخواهیم با برداشت عامیانه از "واجب کفایی"، مسئله را برای کسی توضیح دهیم، تهِ قضیه معمولاً - و البته به اشتباه- می رسند به این عبارت که "چون بقیه رفته اند، از گردن ما ساقط شده و لازم نیست برویم"!

و اگر بخواهیم با تعریف دوم که قدری شفاف تر است به نظرم، ماجرا را شرح دهیم احتمالاً می شود این که:

آن قدر رزمنده به جبهه ها باید بروند تا مسئله جهاد حل شود(و یکی از شرایط اسقاط تکلیف مهیا شود: دشمن، اسلام بیاورد/دشمن شکست بخورد/قرارداد ترک مخاصمه برقرار شود(1) )

به عبارت دیگر، گویی این طور باید بگوییم که تا زمانی که مسئله ی جنگ ادامه دارد، هر کسی که توان جنگیدن دارد، باید برای این امر اقدام کند! و اگر کسی اقدام نکند، ترک واجب کرده است.



مثال بعد، امر به معروف و نهی از منکر است:

تصور کنید منکری در جامعه دیده شد؛ با قرائت اول از "واجب کفایی"، اغلب به این نتیجه می رسند که:

چون یک نفر "نهی از منکر" کرده است، دیگر نیاز نیست ما انجام بدهیم، چون واجب کفایی است.

یا حتی این:

چون یک بار نهی از منکر کرده ام، دیگر از گردنم ساقط شده است، واجب کفایی است دیگر.


حال با قرائت دوم از واجب کفایی، تصور کنید چه خواهد شد؟

آنقدر باید نهی از منکر کنند مسلمین تا زمانی که آن منکر دیگر وجود نداشته باشد.

به عبارت دیگر:

تا زمانی که آن منکر در جامعه رخت بر نبسته است و انجام می شود، باید نهی از منکر کرد و همه، حتی کسی که یک بار نهی از منکر کرده هم تکلیف دارد در این زمینه!



تفاوت را احساس کردید؟(!)

اگر جنگ را در نظر بگیریم، لابد آقای همسایه که برود جبهه دیگر لازم نیست ما برویم! حتی اگر امام مسلمین گفته باشد "جبهه ها را نباید خالی کرد" و مردم را هر روز به حضور پررنگ تر در جبهه های نبرد علیه باطل دعوت کرده باشد.

اگر نهی از منکر را در نظر بگیریم(مثلاً پارتی بازی در ادارات)، از بهانه های مربوط به (آقا شما شرایط نهی از منکر را نمی دانید) که بگذریم، لابد یه چشم غره رفتن در زمان دیدن پارتی بازی کفایت میکند؛ حتی اگر سالهای سال آن شخص فاسد مشغول به کار باشد و حقوقی از یک شهر را ضایع کرده باشد.


مسلمان نیستیم دیگر! همین می شود!


بلانسبت شما البته!


  • موافقین ۲ مخالفین ۰
  • ۹۴/۱۰/۰۴
  • ۳۳۱ نمایش
  • ضیاءالدین

نظرات (۱)

  • علی خلیلی
  • لطفا معنی واجب کفایی رو درست توضیح بدید شاید من مسلمانهم فهمیدم ...
    پاسخ:
    بله حتما:) در توضیحات تکمیلی مطلب اضافه میشه :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی