رستاخیز

رمز ماندن همین بود...

رستاخیز

رمز ماندن همین بود...

توضیح: روزگار بعضی ها را با خود برد و برخی در انتظار رفتن اند...اما بعضی هم خلاف عادت، ماندند و ماندند و ماندند...همانها که مردند،قبل از مردن...و در زمان حیات مادی، رستاخیز خود را خود رقم زدند و رمز ماندن شان همین بود...پس از رستاخیز، حیات، جاودانه میشود... {ضیاءالدین.ح}

پیام های کوتاه

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

رجوع کننده یا رجوع شونده؟

شنبه, ۳ اسفند ۱۳۹۲، ۰۱:۳۰ ب.ظ
حوصله عریض و طویل کردن مطلب را ندارم باز هم؛ فقط آمدم بگویم:

1- دین مبین اسلام، آمد تا بشر با کمترین درصد خطا، راه درست را بتواند بیابد؛ یعنی اعمالش برایش شر نشود؛ یعنی سر از دره در نیاورد و خار به پایش نرود و برسد به بهشتی که پر است از نعمات و خوشی ها و رضایت مندی ها.
2- احکامی از این دین عزیز صادر شد برای نیل به هدف بالا؛ احادیثی به گوش مردم رسید از زبان مبارک معصومین(ع) تا چراغ راهی باشند در این راه؛ بعد از گذشت حدود دو قرن از شهادت نبی خاتم(ص) بشریت از نعمت دیدن و ظهور معصوم محروم شد؛ و آخرین بقیة الله انگشت اشاره را به سمت مراجع و علما نشان داد که اینان اند کسانی که در طی طریق در زمانی که از ظهور من محرومید، شما را یاری خواهند داد.
3- کار که به دوش مراجع افتاد، هر کس به قدر توانش و تقوایش راهنما بود؛ یکی شد سیدروح الله موسوی خمینی(قدس سره) و یکی شد سیدعلی حسینی خامنه ای (مد ظله) و یکی شد فاضل لنکرانی(رض) و محمدتقی بهجت فومنی(قدس سره) و... . همه این بزرگواران در این امر، تلاش و اجتهاد بسیاری کرده اند تا راهی نشان دهند با کمترین درصد خطا!
4- در باب انتخاب مرجع تقلید برای آنانکه علم دین را کسب نکرده اند و به دنبال اجتهاد نرفته اند، فتاوایی که نگارنده تا کنون دیده، غالباً تکلیف را بر این قرار داده اند که "باید" از آنکه داناترین و "اعلم" است تبعیت کرد؛ و همچنین در باب احتیاط های واجب و ارجاع ها هم همینطور؛ چرا که عقل حکم میکند که حکم شخص داناتر، ضریب خطای کمتری دارد و مطمئن تر است!

همه این ها را گفتم تا برسم به اینجا که:
علیرغم جایگاه تقلید و حساسیت مسئله در عمل به تکلیف و نیل به هدف نهایی، آنچه امروز می بینم(و در وهله اول حداقل مشاهدات شخص من است؛ و در درجه بعد ممکن است قدری عمومیت هم پیدا کند بین افراد جامعه) این است که به جای این که این سوال "کدام مرجع تقلید اعلم است و احکام را بهتر فهم کرده؟" مطرح باشد، این سوال کاذب مطرح میشود که "کدام مرجع تقلید ساده تر و سهل تر است احکامش؟ کدام مرجع تقلید در امور اقتصادی راحت تر است؟ کدام در بحث صدای زن، تراشیدن ریش، صیغه ازدواج موقت، روزه، خمس و... آسان تر است؟"
مسئله جدیدی نیست؛ همه آشنا هستیم ظاهراً... اما مسئله این است که این حرف ها، بیشتر ناشی از عافیت طلبی است تا حق طلبی! و این بخشی از فعلیت یافتن ذهنیات عافیت طلبانه ماست! قدری حساب و کتاب کنید، بقیه فعلیت یافتن ها را هم خودتان براحتی پیدا میکنید احتمالاً...


توضیح کوتاه: عافیت طلبی یعنی مردمی که جنگ را پذیرفتند با تمام سختی هایش، امروز گفتمان رایج شان حقوق بیشتر و غذای بیشتر و ...(منظورم همین قشری است که غذا و مسکن و نیازهای اولیه اش تأمین است ولی هنوز دو قورت و نیمش هم باقیست؛ آن هم درشرایطی که خیلی ها در همین ها هم مشکل دارند؛ نتیجه چیزی جز این نمی شود که :" وقتی خودم نیاز دارم، چرا صدقه بدهم؟ چرا به فلانی کمک کنم؟ فلانی هم تلاش کند و غذا گیر بیاورد، مسکنش را تأمین کند و...")

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۲/۱۲/۰۳
  • ۲۰۰ نمایش
  • ضیاءالدین

نظرات (۱)

تق تق
پاسخ:
جان جان ؛)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی